قسمتی از متن پایان نامه :

نیوتن (1998) عوامل درون سازمانی ورشکستگی واحدهای تجاری را مانند عواملی می داندکه می توان با اتخاذ بعضی اقدامات توسط واحدهای تجاری از بروز ورشکستگی جلوگیری نمود. اغلب این عوامل ناشی از تصمیمات غلط می باشد و مسئولیت آنها راباید مستقیما متوجه خود واحد تجاری دانست.  از نظر وی این عوامل عبارتند از:
عدم کارایی مدیریت: نا کارایی مدیریت یکی از مهمترین علت های ورشکستگی محسوب می شودزیرا موفقیت یا عدم موفقیت شرکت مستقیما از اقدامات و تصمیمات مدیریت متاثر می گردد.بطور مثال ضعف سودآوری از نشانه های مدیریت نا کارا می باشد.فقدان آموزش، تجربه،توانایی و ابتکار مدیریت، واحد تجاری را در باقی ماندن در عرصه رقابت و تکنولوژِی دچار مشکل می سازد. پژوهش انجام شده توسط متخصصان ورشکستگی انگلیس که برروی 1700 شرکت ورشکسته صورت گرفته می باشد نشان می دهد بیشترین تعدادورشکستگی به دلیل مدیریت ناکارا رخ داده می باشد.عدم همکاری و ارتباط موثر مدیریت با افرادحرفه ای هم در این طبقه قرار می گیرد. مدیریت ناکارامد اغلب از ناتوانایی در اجتناب از شرایطی که منجر به وضعیتهای زیر شده می باشد، اثبات می گردد:

فروش ناکافی: این امر ممکن می باشد نتیجه جایگاه مکانی نامناسب،سازمان فروش ناتوان، اقدامات ضعیف برای بهبود فروش، ویا ارائه خدمات و با محصولات با کیفیت پایین باشد و این امر بدین معنی می باشد که شرکت قادر به کسب درامد کافی برای ادامه فعالیت خود ندارد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

   قیمت گذاری نامناسب: با در نظر داشتن هزینه های تولید شرکت قیمتهای خیلی پایینی را ارائه می دهد و این یعنی پذیرش ضررویاسود ناچیزروی فروش محصولات.
عدم کفایت و نارسایی در جمع بندی و جریان حسابهای دریافتنی و پرداختی: صدور فاکتور برای اقلام فروخته شده یا خدمات ارائه شده نبایستی با تاخیر صورت پذیرد. به دلیل اهمیت به اتمام رسیدن امورشاید تمایلی وجود داشته باشد که قبل از صدور فاکتوربا سایر موارد پرداخته گردد.
  قصور در اخذ تخفیف های مناسب و یا  کوتاهی در پرداخت بموقع:  طلب بستانکاران عمده  می تواند معضلات و مسائلی را ایجاد نماید که با برنامه ریزی دقیق از قبیل زمانبندی دقیق پرداخت ها و تعیین بستانکارانی که         می بایستی طلبشان  پرداخت گردد، میتوان از بروز آنها اجتناب نمود.
هزینه بالاسری و عملیاتی بیش از حد و قبول هزینه های بهره سنگین بدهی های بلند مدت، تمامی این عوامل بیشتر به عنوان هزینه های ثابت پیش روی درآمد اقدام می کنند تا فاکتورهای متغیر به نسبت حجم کالاهای تولیدی می باشد. این به آن معنی می باشد که نقطه سربه سری شرکت بالاست. شرکت بایستی مقدار زیادی کالا بفروشد قبل از اینکه منافعی برایش حاصل گردد.
سرمایه گذاری بیش از حد روی داراییهای ثابت و موجودی
ساختار نامناسب منابع و مصارف: وجود ساختار مناسب منابع و سرمایه باعث افزایش انعطاف پذیری شرکت در مقابله با بحران ها و یا بهره گیری از فرصت های سودآوری می گردد. ساختار نامناسب سرمایه سبب افزایش هزینه سرمایه و تامین مالی شرکت می گردد.   همچنین ساختار نامناسب سرمایه موجب محدود شدن گزینه های پیش روی شرکت جهت تامین منابع اضافی در مواقع ضروری خواهد گردید.
توسعه سریع و بیش از اندازه شرکت: یکی از عوامل درونی ورشکستگی تمایل به ارائه بیش از حد می باشد که این امر موجب می گردد موسسات نتوانند طلب های خود را به موقع از بدهکاران وصول کرده و به آن وسیله بدهی های خود را بپردازند. بعضی از تولید کنندگان اعتبار  بیش از حد به توزیع کنندگان ارائه می کنند تا شاید بتوانند میزان فروش را بالا ببرند توزیع کنندگان برای اینکه بتوانند طلب تولید کنندگان را بپردازند،  بایستی به نوبه خود اعتبار در اختیار مشتریان خود قرار دهند. این خریداران به نوبه خود بطور پیوسته قیمت های پایین تری ارائه دهندتا مجموعه خود را فعال نگاه داشته تا بتوانند تعهدات خود را به موقع انجام دهند.  بدین ترتیب زنجیره ای از اعتبار بوجود      می آید و در این حالت اگر یکی از حلقه ها از عهده تعهدات خود بر نیایند برای کل زنجیره درد سر به وجودمی آید و بنابر این عدم موفقیت در بهره گیری بهینه از اعتبارات می تواند به بحران در شرکت منجر گردد. تصمیم گیری مدیریت مبنی بر ارائه بدون مطالعه اعتبارات، به منزله به خطر انداختن ثبات مالی خود شرکت خواهد بود. زیان های         غیر معمول اعتباری می تواند تا حد بسیار زیادی ساختار مالی شرکت را تضعیف نماید به نحوی که دیگر ادامه فعالیت شرکت مقدور نباشد.
سرمایه ناکافی: کمبود  سرمایه واحد های تجاری را به سمت تامین مالی از طریق بدهی سوق می دهد افزایش بدهی ها موجب افزایش هزینه سرمایه و نهایتا کاهش سود آوری می گردد در صورتی که سرمایه کافی نباشد شرکت ممکن می باشد قادر به پرداخت هزینه های عملیاتی و تعهدات اعتباری در سررسید نگردد با این حال دلیل اصلی مشکل معمولا سرمایه ناکافی نیست و ناتوانی در مدیریت اثر بخش سرمایه مسئله اصلی می باشد.
اندازه شرکت: اندازه شرکت از عواملی می باشد که در بسیاری از تحقیقات وجود ارتباط آن با ورشکستگی به اثبات رسیده می باشد.  به گونه کلی خطر ورشکستگی کمتری شرکت های بزرگ را تهدید می کند.   پروفسور نا ماکی(1993) با بهره گیری از داده های بانک جهانی برای دوره ی 1990 -1980 عنوان نمود که معضلات مرتبط با تامین مالی بیشتر از شرایط اقتصادی موجب ورشکستگی شرکت های کوچک می گردد.

سوالات یا اهداف پایان نامه :