قسمتی از متن پایان نامه :

ارتباط منفی بین اقلام تعهدی و بازده آتی سهام را اقلام تعهدی خلاف قاعده گویند. این ارتباط را آغاز اسلون (1996) درپژوهش خود مطالعه نمود. وی استدلال می ‌کند که سرمایه گذاران زمانی که انتظاراتشان را ازسود شرکتها شکل میدهند، تمایل دارند تا پایداری اقلام تعهدی را بیش ازواقع و پایداری جریان های نقدی را کمتر از واقع ارزیابی کنندودر واقع، پایداری اقلام تعهدی را نسبت به جریان نقدی بیشتر پیش بینی می کنند که در نتیجه، موجب ایجاد ارتباط منفی بین اقلام تعهدی و بازده آتی سهام می گردد. اسلون این ارتباط منفی را اقلام تعهدی خلاف قاعده نامیده می باشد و وجود سرمایه گذاران بی تجربه راعلت ایجاد اقلام تعهدی خلاف قاعده میداند. در واقع واکنش نادرست سرمایه گذاران نسبت به تغییرات اقلام تعهدی، به قیمت گذاری اشتباه سهام منجر گردیده می باشد.
فرضیه اسلون(1996) بر این اساس بود که اقلام تعهدی خلاف قاعده ناشی از اشتباه قیمت گذاری می باشد؛ به طوری که سرمایه گذاران سودهای گزارش شده را ثابت فرض کرده، نسبت به درک پایداری پایین اقلام تعهدی شکست می خورند. این فرضیه تثبیت اقلام تعهدی دو نتیجه را به دنبال دارد: اولاً، انتظارات سرمایه گذاران از سودهای آتی تمایل به صعودی(نزولی) بودن برای شرکت هایی با اقلام تعهدی پایین(بالا) دارد؛ ثانیاً قابلیت پیش بینی سودهای آتی از طریق اقلام تعهدی با میزان پایداری اقلام تعهدی کاهش می یابد. پس، وجود اقلام تعهدی خلاف قاعده در بازار نشانه عکس العمل نادرست سرمایه گذاران بوده، معیاری برای مطالعه واکنش بیش از اندازه یا کمتر از اندازه سرمایه گذاران بی تجربه در بازار سهام می باشد (هیربار و کولینز، 2010).
۲-2-6-5) علت های واکنشهای نابه هنجار سرمایه گذاران مبتنی براقلام تعهدی
به طورکلی، قدرت محدود در محاسبات، پیچیده بودن مسایل تصمیم گیری و وجود بعضی خطاهای سیستماتیک در قضاوت ها باعث میشود که گاهی انسانها به صورت کاملاً عقلایی اقدام نکنند. در این زمینه، عوامل روانشناختی یکی از مهمترین مواردی هستند که م یتوانند بر روی رفتار سرمایه گذاران و واکنش آنها پیش روی اطلاعات تاثیر بگذارند. تحلیل ها نشان می دهد که اوراق بهادار، اغلب چرخه هایی از واکنش کمتر ازحد و بیش ازحدرا در نتیجه پردازش اطلاعات سرمایه گذاران تجربه میکنند. به طورکلی، میزان واکنش بیش ازحد یا کمتر از حد بستگی به این دارد که سرمایه گذاران، اصول اولیه را چگونه درک کنند؛ اگر این اصول به راحتی توسط بسیاری از افراد قابل درک باشد، هر دو واکنش بیش از حد و کمتر از حد کاهش خواهد پیدا نمود (مهرانی و نونهال، ۱۳۸۷).

در ارتباط با علل پدیده واکنش نادرست سرمایه گذاران، پژوهشگران مختلف مجموعه ای از عوامل روان شناختی را اظهار نموده و این موضوع را در حوزه مالی رفتاری قرار داده اند. بعضی از عوامل مهمی که در ادبیات موضوع مطرح شده اند عبارتند از:
الف) تورش محافظه کاری
سرمایه گذاران به صورت کُند خود را با اخبار جدیدی که وارد بازار می شوند، وفق داده، انتظارات خود را آرام آرام در قیمت های بازار وارد می کنند.  به بیانی دیگر، زمانی که سرمایه گذاران خبر خوبی را در ارتباط با سود شرکت دریافت می نمایند، به گونه ای اقدام می نمایند که شاید قسمتی ار شوک، در دوره بعدی معکوس خواهد گردید(ژانگ[1]، 2007).
ب) نظریه لنگر انداختن
این نظریه بیانگر این می باشد که افراد برای شروع فرآیند تصمیم گیری و تجزیه و تحلیل، از بخش خاصی از اطلاعات بهره گیری می کنندو برای پیش بینی خود، اطلاعات موجود را بر آن اساس تعدی می نمایند(ژانگ[2]، 2007).
پ) اطمینان بیش ازحد اندازه
بیانگر تمایل به برآورد بیش از حد توانایی و خلاقیت های خود می باشد. این تورش باعث می گردد تا معامله گران در بازارهای اوراق بهادار، برای اطلاعات و اعمال دیگران محل و وزن کمتری قایل شوند. اطمینان بیش از حد، باعث می گردد تا اشخاص اقدام به انجام معاملات بیشتری نمایندو به دلیل تحمل هزینه های معاملات و نیز انتخاب های نادرست، بازده کمتری کسب نمایند (ژانگ[3]، 2007).
ت) موفقیت منتسب به خود
این تورش که یکی از عوامل اصلی خود فریبی سرمایه گذاران در بازارهای سرمایه می باشد، ناشی از نظریه نسبیت در روانشناسی می باشد. در این نظریه، افراد رویدادهایی را که معتبر بودن اعمال آنها را تایید می کند، به توانایی های بالای خود و رویدادهایی را که اعمال آنها را تایید نمی کند، به شانس و اقبال بدخود و عوامل بیرونی نسبت می دهند (ژانگ[4]، 2007).
 

2-2-7) گفتار ششم: ارتباط بین متغیرهای اساسی پژوهش مبتنی بر مبانی نظری
ناتارجان[5](1996) پیشنهاد نمود که علاوه بر سود خالص، اقلام تعهدی سود نیز بایستی مورد توجه قرار گیرد و تعدیل سود خالص و یا تجزیه آن جهت انعکاس کیفیت اقلام تعهدی اهمیت پیدا می کند.اقلام تعهدی بیانگر تفاوت بین سود حسابداری و وجوه نقد مربوط به آن می باشد که شامل تغییرات در موجودی کالا، حساب های دریافتنی و حساب های پرداختنی می باشد.پژوهش های پیشین نشان میدهند که جزء تعهدی سود(اقلام تعهدی اختیاری و غیراختیاری) به اندازه جریان نقد عملیاتی برای بهره گیری کنندگان از صورتهای مالی اهمیت دارد. دراین ارتباط، ریچاردسون و همکاران(2005) نشان دادند که افزایش انحراف در اندازه گیری اقلام تعهدی موجب انحراف در ضریب پایداری اقلام تعهدی در مقایسه با ضریب پایداری جریان نقدی می گردد.
همچنین، اصول پذیرفته شده حسابداری در بعضی از روشها انعطاف پذیری زیادی دارد که بطور بالقوه باعث می گردد مدیران برآوردهای حسابداری را مبتنی بر قضاوت های شخصی خود انجام دهند. این انعطاف پذیری، ممکن می باشد بر قابیلت اعتماد اقلام تعهدی و به تبع آن پایداری این اقلام در دوره های متوالی تاثیرگذار باشد. با توجه مبانی نظری مطرح شده به نظر می رسد که از یک طرف، پایداری اقلام تعهدی با پایداری جریانات نقدی متفاوت باشد و از طرف دیگر، سرمایه گذاران به اجزای مختلف اقلام تعهدی، واکنش های متفاوتی داشته باشند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 

 

 

[1] Zhang.X.F
[2] Zhang.X.F
[3] Zhang.X.F
[4] Zhang.X.F
[5] Natarajan, R.
 

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

  • تبیین و مقایسه ضریب پایداری اقلام تعهدی سود جاری با ضریب پایداری جریان نقدی
  • ۲)  تبیین و مقایسه ضریب پایداری اقلام تعهدی عملیاتی جاری با ضریب پایداری جریان نقدی
    ۳)  تبیین و مقایسه ضریب پایداری اقلام تعهدی عملیاتی غیرجاری با ضریب پایداری جریان نقدی