مطالعه ارتباط بین حساسیت سرمایه گذاری جریان های نقدی و سطوح مخارج سرمایه ای در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادر

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

قسمتی از متن پایان نامه :

2-5-2-3 مطالعات خارجی با یافته های متضادمطالعات اولیه
همه مطالعاتی که مطرح گردید، به ارتباط مثبت بین سرمایه ­گذاری و جریان نقدی دست یافته­اند. کاپلان و زینگالس (1997) اولین افرادی بودند که ارتباط قوی­تر برای شرکت­های با دسترسی کمتر به بازارهای سرمایه خارجی را زیر سوال بردند. KZ فرض اصلی در ادبیات این موضوع را زیر سوال بردند. آن­ها قبول نداشتند که حساسیت سرمایه گذاری– جریان نقدی به گونه یکنواختی همراه با میزان محدودیت­ها افزایش می­یابد.زیرا به نظر آن­ها هیچ گونه مدل نظری پذیرفته شده­ای که به این ارتباط تصریح کند، وجود ندارد. آن­ها نشان دادند که در درون زیرمجموعه با سود تقسیمی پایین FHP، شرکت­های با کمترین محدودیت، بالاترین حساسیت تخمین زده شده را دارند. آن­ها یک مدل نظری برای اثبات این نکته ارائه کردند. انتقادی که بر مدل KZ می­رود این می باشد که آن­ها تنها یک تشریح ریاضی در مورد رفتار حساسیت سرمایه گذاری– جریان نقدی ارائه می­دهند و در ارائه هر گونه مفهوم اقتصادی ناتوان هستند. آن ها بحث می­کنند که ارتباط مثبت بین جریان نقدی و سرمایه­گذاری از اختلاف در بازارهای سرمایه خارجی ناشی نمی­گردد و در عوض از ناسازگاری ریسک مدیریتی یا هزینه­های بالقوه محدودیت مالی یا محافظه کاری بیش از حد مدیران یا رفتار غیر بهینه آن­ها ناشی می­گردد. آن­ها اثبات کردند که ضریب حساسیت سرمایه­گذاری- جریان نقدی می­تواند مثبت یا منفی یا حتی صفر باشد.
اریکسون و ویتد[1] (2000 ) نشان دادند که حساسیت جریانات نقدی به سرمایه گذاری ممکن می باشد در بازارهای کارا برای دلایلی به غیر از محدودیت های مالی به گونه  خاص می­تواند به علت سختی اندازه گیری فرصت های سرمایه گذاری نهایی  و جریان های نقدی باشد. در چنین شرایطی انحرافات بین بخشی نظاره شده در حساسیت بین جرایان های نقدی و سرمایه گذاری ممکن می باشد منجر به ایجاد انحرافاتی در اندازه گیری خطای کیو (Q) گردد.

FHP (2000) در دو زمینه بر یافته­های KZ انتقاد وارد می­کنند: اول آن که بحث می­کنند، تشریح یافته های KZ که تنها مبتنی بر زیر مجموعه کوچکی از 49 شرکت با سود تقسیمی اندک می باشد، دشوار می باشد. زیرا این شرکت­ها مشابه هستند، دسته بندی مجدد آن­ها بر اساس میزان محدودیت­های مالی دشوار می باشد. ثانیا، اعتبار طرح دسته بندی KZ را که شرکت­ها را بر اساس صورت­های مالی مدیریتی و با توجه نقدینگی شرکت به دو دسته با محدودیت مالی دسته بندی کرده بودند، زیر سوال بردند.
کاداپاکام[2] و دیگران (1998)، اثر اندازه شرکت و جریان نقدی بر سرمایه­گذاری شرکت را در فاصله زمانی 1991-1982 مورد مطالعه قرار دادند. آن­ها حساسیت سرمایه­گذاری – جریان نقدی را با بهره گیری از داده­های بین­المللی تخمین زدند. آن ها شرکت­ها را در شش کشور OECD مورد تحلیل قرار دادند. آن­ها آغاز همه شرکت­ها را بدون در نظر داشتن اندازه شرکت مورد آزمون قرار دادند و یافتند که مقدار سرمایه­گذاری در هر شرکت تحت تاثیر منابع داخلی می باشد و شرکت­های بزرگتر که انتظار اولیه مبنی بر دسترسی بهتر آن­ها به بازارهای سرمایه خارجی بود، حساسیت سرمایه گذاری –جریان نقدی بالاتری نشان دادند. نتایج آن ها در راستای نتایج KZ می باشد. سپس آزمون را دوباره پس از تقسیم بندی نمونه بر اساس 3 معیار اندازه شرکت، تکرار کردند.سه معیاری که آن­ها برای اظهار اندازه شرکت بهره گیری کردند، میزان فروش، میزان دارایی و ارزش شرکت بود. آن­ها یافتند که در چندین کشور توسعه یافته، سرمایه­گذاری نسبت به جریان نقدی، برای شرکت­هایی که انتظار محدودیت مالی کمتر دارند، حساس­تر می باشد. آن­ها یافته متضاد خود را که در راستای نتایجKZ می باشد، چنین استدلال می­کنند که این یافته ریشه در ملاحظات نمایندگی مدیریتی و انعطاف پذیری بیشتر شرکت­های بزرگ در زمان بندی سرمایه­گذاری دارد. آن­ها نتیجه­گیری کردند که میزان حساسیت سرمایه­گذاری شرکت به جریان نقدی آن­ها نمی­توانند بیانگر معیار درستی از دسترسی آن­ها به بازارهای سرمایه باشد.
[1] Erickson and Whited
[2]-Kadapakam

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش


دیدگاهتان را بنویسید